تبليغاتX
Tanha Tarin vahid donya


Tanha Tarin vahid donya





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


دوستان عاشق


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


كد جاوا :



سلام به همه دوستاي گلم اميدوارم حال همتون خوب باشه

اين دفه نخواستم مثل هميشه خبرتون كنم و به وبلاگ خيلي چرتم بيايين فقط خواستم از دوستان عزيزم خداحافظي كنم شايد خيلي هاتون بگيد كجا ولي من هيج وقت منتظر اين روزايه اخرم نبودم شايد بعضي هاتون ندونيد چرا چون قبلا نگفتم ونمي خوام زياد توضيح بدم ولي بد نيست كه بگم من 8/17 دارم همراه خوانواده ام از ايران ميريم ......
بخاطره همين خيلي حالم خرابه ديگه حوصله نوشتنم ندارم فقط
بايد بگم خيلي دوستون دارم ...
راستي اگه راهتون به بهشت زهرا خورد به روژينايه منم سر بزنيد بدش بهش بگيد وحيد گفت هر جايه دنيا هم باشم بازم دوست دارم ....

راستي دوستانم برام دعا كنيد كه زودتر برگردم
از اونجا سعي ميكنم كانكت بشم تا باز مزاحمتون بشم

دوستون دارم



                     خدانگهدار









نويسنده: مورخ: در ساعت:
|+|

my Love Was you

View Full Size Image

ای هدایت کننده زندگی من از تو خواهشی دارم ....

موقعی که خواستن مرا دفنم کنن مرا در تابوت سیاهی بگذارید تا همه بدانند که تمام سیاهی دنیا را کشیدم

دستانم را باز بگذارید تا همه ببینند که هیچ چیزی از این دنیا نبورده ام

چشمایم را باز بگذارید تا همه بدانند چشم انتظار بودم

و بر سر مزارم تکه یخی بگذارید تا با اولین طلوع افتاب اب شود و بجای مادرم اشک بریزد

((تقدیم به سنگ صبورم))


Tanha Tarin vahid donya


نويسنده: مورخ: در ساعت:
|+|

The bigger They are The harder TheY Fall

for me love

سلام به همه دوستان

خلاصه کنکور ما هم تموم شد البته چه کنکوری نمیدونم چه طوری بگم شاید همتون بگید تو این مدت من داشتم درس میخوندم درسته ولی چه درسی چه برنامه ریزی که تا بخوای بری تو اتاق وشروع به درس خوندن کنی هزار تا فکر میاد سراغت که یکیش اینه که اگه عشق من بود اونم باید مثل من درس میخوند و اماده کنکور میشد این فکر میرفت و یه فکر دیگه به سراغم میومد البته با هزارتا سوال بی جواب واگه هایه مختلف خلاصه باید بگم روزایه سخت زندگی ما داره میاد به سراغمون ما

هستیمو یه دنیا خاطره ی مرده

دیگه نمی خوام به گذشته تلخی که روزگار برایه ما رقم زد فکر کنم

تو این روزگار يک مسافر تنها درحوالی جاده بودم

مثل پنجره دلباز،مثل سايه ها ساده

بي خيال از دنيا،با تبسمی شيرين

آمده پر از احساس،دل به زندگی داده

وای از اين باران! قصه گوی سال های بی حضور

که با وسواسی شگرف حلقه های دلبستگی را خيس می کند

آنقدر خيس تا لبريز شوند ...

ناگهانی تر از آمدنت،می روی

بی بهانه... من می مانم و باران های بی اجازه

و قلب عاشقی که سپاس گذارت می ماند تا ابد، متشکرم که به من فهماندی که:

چقدر می توانم دوست بدارم و عاشق باشم بی توقع ، باور کن ،بی توقع!

دارم به تو فکر می کنم .. فقط فکر می کنم اما تمام لحظه ها پر می شود از سطرهای عاشقی !

همراه خوب و ساکت من،سلام

موسيقی زنده،ساده و بی کلام من

دوستت دارم

با تمام وجود


-بدون توقع-

به نام عشق

باران گرفته و مثل هميشه و ....

ای کاش الان بجایه اشک لبخند رو لبام بود

والسلام


نويسنده: مورخ: در ساعت:
|+|

Love Story

پسرک دست از تلاش کشیده بود و ادامه میداد با وجود اینکه از آخر قصه خوب خبر داشت ولی همچنان ادامه میداد.


کمبودی را در وجودش احساس میکرد که از سرنوشتی تاریک خبر میداد .

کمبودی که به خاطر سرشت ناپاکی بود که یارانش ، همراهانه وجودش از آن رشته شده بودند .

کمبودی مثل کمبود یه احساس ...

احساس برای خود زنذگی کردن ، همه ی زندگیش را برای کسی گذاشته بود که دیگه ...


کم کم داشت شب میشد ،شبی که به خاطر وجود ظلمت زودتر راهش رو پیدا کرده بود .

پسرک در آن شب تاریک به نور تنها شمع خیالیش بسنده کرده بود، به تنها پشت گرمییش که اون هم پوشالی بود .

ولی بازم تا اینجا کشنده بودش هر چند خیالی یا پوشالی.

اون تنها خاطراتی بود که از یگانه کسش جا مانده بود .که برای او تا اینجا کشیده شده بود .

ولی آخرش چی؟


پسرک در حالی که یه گوشه در آن صحرای سرد نشسته بود و زیر لب آهنگی رو زمزمه میکرد.

اون تنها کسی بود که بعد آن شکست سنگین باز هم حاضر نمیشد یه لحظه درباره ی عزیزش بد فکر کنه.

برای تنها عزیزش زمزمه میکرد و میسوخت ...


ای به داد من رسیده ، تو روزهای خود شکستن

ای چراغ مهربونی ، تو شبهای وحشت من

ای تبلور حقیقت ، تویه لحظه های تقدیر

تو شب رو از من گرفتی ، تو من رو دادی به خورشید


اگه باشی یا نباشی برای من تکیه گاهی

برای من که غریبم تو رفیقی ، جون پناهی


یاور همیشه مومن ، تو برو سفر سلامت

غم من نخور که دوریت ، برای من شده عادت


ناجییه عاطفه ی من ، شعرم از تو جون گرفته

رگ خشک بودن من ، از تن تو خون گرفته ...


احساس کرد که تاریکی کم کم داره بر وجودش سایه می افکنه.

پسرکی که به چیزی غیر از عشق اعتقاد نداشت ، داشت برای عشقش پرپر میشد .


چشمهایی که به ماه هستی به تنها ماه بی کسییه همه خیره مانده بود.

اشک هایی که روی گونه های سرد در آن هوای به ظاهر گرم از سرمای بی برکته بی کسی یخ کرده ...

خونی که در دستهای سرد و بی احساسش به خاطر وجود خاره گلی که در دستاش فشرده بود، از دور پیدا بود.



و گل شب بو دیگه ، دیگه شبها بو نمیداد .

چون اون مرده بود ...


اما اون که مرده از عشق تا قیامت هر لحظه زنده ست ...


مرگ عاشق عین بودن، اوج پرواز یک پرنده ست ..

این داستان دست نوشته خودمه خواستید نظر بدید ممنون میشم


این بار واقعا کسی هستش که به تک تک فاتحه های شما نیاز داشته باشد . اگر نظر هم نمیدید حتما یه فتحه بفرستید .

 

 

" راستی بچه ها من ۵ مرداد کنکور دارم برام دعا کنید "

فدایه همتون

 
Tanha Tarin vahid donya


نويسنده: مورخ: در ساعت:
|+|

Tanha Tarin vahid donya

View Full Size ImageView Full Size ImageView Full Size Image

نمیدونم چرا این روزها که من حال و حوصله عشق و عاشقی ندارم، چرا باید هرچی کتاب دستم میرسه

توش از عشق و هجران و از دست دادن محبوب حرف زده باشه و حسابی اشک منو در بیاره! آخه من که

نمیگم از هجران نمی ترسم، من که نمیگم میدونم هیچ چیزی به شیرینی وصل محبوب نیست، فقط

میگم وقتی از روزگار هجران میترسم و اینقدر به محبوبم میرسم که تا هستیم لذت با هم بودن رو ببریم و

بعداْ افسوس نخوریم و اون وقت این محبوب دائم خودش رو لوس میکنه و ناز میکنه و سر هر چیزی بهانه

گیری میکنه، انگار که بخواد به آدم ثابت کنه که ارزش این همه محبت و توجه رو نداره خوب آدم دلش

میگیره و میگه که دیگه نمیخواد عاشق باشه. آخه غیر از اینه البته اینم عارض باشم که این  طبعیت

خلقت ؟!!

تنهائی عشق رو فقط میتونیم تو سیاهی شب ببینیم چه خوبه کسی که این سیاهی رو نبیبینه خوب

اینم خواستار همون خلق کنندست  .....................!

View Full Size Image

 

 View Full Size Image

 View Full Size Image

 View Full Size Image

 

تنها ترین وحید دنیا


نويسنده: مورخ: در ساعت:
|+|

Love silent hill



                               هزار بار با خودم گفتم ... فراموشت کنم .                                      

گفتم تمام خاطرات را به دست باد بسپارم مگر آرام شوم اما نشد

هزار بار با خودم گفتم ... من رفتم .. تو رفتی ... کسی نیست برای با هم بودن

اما ....... باز هم سایه های

خاطراتت مرا رها نکرد

نمی دانم من در این خاطرات غرق شدم یا خاطرات مرا در آغوش گرفته ...

اما ...اما نمی خواهم حتی لحظه ای

فراموشت کنم با این که می دانم تو خودت این را نمی دانی

ولی همین که قلبم .. روحم با توست برای من کافیست

وقتی عاشقی .. اصلا لازم نیست بفهمی چه پیش می آید ...

چون همه چیز درون تو رخ می دهد



نويسنده: مورخ: در ساعت:
|+|

i ame alone

to love and to be loved is the greatest gappiness of existence for you rozhna

 60 روز گذشت ولی خودمونیم چه شب و روز هایه بی معرفتی بودن نه به اشکام

نگاه کرد نه به تنهائیم ولی ما از نگاه خدا رو خودم خیلی گله دارم . تو دنیا فکر کنم

اینقدر ادم هست که من توش غرق بشم ولی چرا سرنوشت ما رو انتخاب کرد اخه

چرا از ما بدش میومد هیچو پوچم کرد دیگه یه اه ه ه ه بلند کشیدم خودمو باختم ای

کاش بیخیال اون روز میشدم ای کاش اون روز نبود ولی چقدر ای کاش ...زندگی رو ما

خوب زخمی انداخت زخمی که با طناب هم نمیشه بستش ولی بازم امیدمون تو

خواب دیدن بود که دیگه اعتقاد ندارم ولی چرا پدر بزرگا میگن ادم همیشه زندگیشو تو

خواب میبینه چرا این حرف پدر بزرگ راست نبود حتما مثل همون داستانه بینوایان ....

شاید ولی تنها تر از خدا کسی نیست نمیدونم من از ارش خدا اومد که تنهاترینم منم

مثل شما بی خبرم ولی برام دعا کنید همیشه ادم باید خودش رو تو سختی هاش

بشناسه (جوزف پزیچ) ولی من خودمو هنوز نشناختم ... تو این دنیا کارم چیه اخه

مبدا کجاست مقصد کجاست حتما ما از یه جاده داریم میریم که هنوز با این قوانین

اشنا نیستم یعنی تو این جاده یه پلیس راه نیست مارو دریابه .

 

 

 گلکم تو تنهائی غرقم ...

 


نويسنده: مورخ: در ساعت:
|+|

Love is life
 

 

View Full Size Image

 

 

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com امروز که بیائی جای تو خالیست    فردا که به سراغم بیایئ دیگر نفسی نیستتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

 

 

 View Full Size Image

           

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com مي خواستم شب باشم تا ستا رگا نم بر تو بتا بند

ميخوا ستم غرو ب باشم تا سرخي افق من چشمانت را نوا زش دهد

 

مي خواستم ابر باشم تا بارانم بر كوير قلبت ببارد

 

اما......

 

افسوس!شبم را بي ستاره و غروبم را بي افق و ابرم را بي باران كردي و سر انجام

قلبم را

 

خاكستر كردي و خاكسترها را به باد سپردي......

 

اه:

 

اي كاش گلدان سنگي قلبت را با اين خاك پر نمي كردي........

 

اي كاش..........

View Full Size Image 

  تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com اگر ایطوریه تقصیره دلم چیست گر روی تو زیباست حاجت به بیان نیست که از

روی تو پیداست

من خسته شدم تشنه ی یک لحظه تماشای تو هستم حالا دیگر افسوس که یک

لحظه تماشای تو رویاست ....

 

View Full Size Image

 

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com گلم مگه نمیگفتی رنگین کمان مال کسائی هست که تا اخر زیر باران هستن

من که موندم پس

رنگین کمان قلب من چرا ظاهر نشد هنوز به یاد دارم که همیشه باید نگاهی را باور

داشت که وقتی

از ان دور شدی در انتظارت باشه حالا دقیقا حرفت بر عکس شد تا چه زمان در انتظار

جسمی که در دنیا

نیست بمانم از وقتی که رفتی خیلی تنها شدم ....

 

View Full Size Image 

 

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com صداي پايت را در كوچه پس كوچه هاي باريك دلم مي شنوم گويي صداي پاي

فرشتگان است

غريبه, مي داني تو همچون فرشته اي هستي كه من تو را در لابه لاي آرزوهاي بي

حاصلم, پر بار مي بينم

عطري به مشامم مي رسد. اين عطر توست. عطري كه هميشه تو را به من نزديكتر

مي كند

عطر تو عطري است كه هميشه عشق و مهرباني مي آورد

غريبه تو كيستي كه اينگونه مهربانيت را نثار كسي مي كني كه حتي نامت را هم

نمي داند

تو مهربان و خوبي,آنقدر كه كبوتران قلب پر مهرت را در آسمان سوت و كور قلبم پرواز

دادي

آخر اي الهه تمام خوبي ها با من بگو, بگو كه از قبيله بهاري هستي

كه اينگونه مهرباني را بدون كم وكاست آموخته اي

 

View Full Size Image

 

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com هیچگاه فاصله ها حریف خاطرات نیستند تا لحظه مرگم بیادتم روژنای

عزیزم ..........

 

 View Full Size Image

 

 

 راستی یه خبر بد اینکه مادر مجید بهترین دوستم امروز از دنیا رفت یه فاتحه براش

بخونید مجید داره

خودشو میکشه دنیایه خیلی پسته به هیچکس وفا نمیکنه ....

 

 

 

 

 

 

 


نويسنده: مورخ: در ساعت:
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Dastan.kotah & Bahar-20 & Best-Music-Cod

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

خدمات وبلاگ نويسان جوان

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس